عرفان مولانا , عرفان زندگی و بالندگی است.
در اين عرفان نوعي زندگي و جاودانگي وجود دارد که تا امروز به جهانيان قابل عرضه است. در عرفان مولانا هرگز هيچ مذمتي به دنيا و جنبه هاي دنيوي وجود ندارد. در واقع مولانا هيچ وقت خواسته هاي دنيوي را نکوهش نمي کند و جبر و خمودي را به مخاطب منتقل نمي سازد. مولانا به اختيار آدمي اعتقاد دارد و واقع بين ترين عارف فارسي به شمار مي رود و براي همين است که جهانيان به او علاقه مند هستند. در عرفان مولانا همواره نوعي رياضيت به نام عشق براي رسيدني به مکارم اخلاقي وجود دارد. او عشق را اصل طريقه خود قرار مي دهد به طوري که مي توان گفت مولانا يک عشق درمانگر است. در دو اثر جاودان مثنوي و ديوان شمس آن قدر نکته هاي درباره عشق مي بينيم که اين ادعا را مي توان در اين دو اثر صادق دانست. مولانا دانشمند زمانه خود بود و طبعا اشراف به تمام علوم او را مغرور ساخته بود; غروري عالمانه که در مکتب عشق او را به يک عارف بدل کرده بود. عارفي چرخ زن و سماع کن. مولانا به عنوان يک شاعر و عارف پارسي همواره ما را دعوت مي کند تا از سجاياي اخلاقي و به خصوص عرفان نهفته در اشعار و کلامش بهره گيريم. بنابراين وظيفه مخاطب است که با شناخت هر چه بيشتر او درياي معرفت اش را کشف کند. عرفان مولانا عرفاني غني است. حکمتي که در کلام فردوسي، اخلاقي که در آثار سعدي، رندي و بي اعتنايي به دنيا در غالب شعرهاي حافظ، ساده دلي در کلام باباطاهر، حکمت در آثار سهروردي و جسارت کلام در آثار شخصيت هايي چون عين القضات همداني و منصورحلاج هيچ يک به درجات متعالي عرفان مولانا نمي رسد. واقعيت اين است که مولانا بالاست و افتخار ادبيات ايران است. کلام اين عارف بزرگ اگر آسماني هم نيست نمي توان آن را زميني خواند. تا مولانا هست زبان فارسي از زوال و نابودي در ايمن است. او ما را به سمت عشق و برخورداري از عشق دعوت مي کند و دقيق شدن در دو اثر مثنوي و ديوان شمس گواه اين ادعا است. او در برابر مخاطب جهاني به مثابه مدينه فاضله تصوير مي کند و خوشا به سعادت کسي که بتواند راه به جهان مولوي برده و خستگي زندگي روزمره را از تن خارج سازد. با وجود اينکه هفت قرن از نگارش مثنوي و ديوان شمس گذشته اما پيدايش و خلق دوباره اين دو اثر تقريبا غير ممکن است. بسيار مشکل است کسي پيدا شود که بتواند در سطح مولانا پيرامون عرفان و عشق مطلبي به رشته تحرير درآورد. در پايان می توان گفت: گرچه نمي توان چون مولانا آثاري در اين سطح و ابعاد پديد آورد اما مي توان همواره مخاطب او بود و بر سر سفره معرفتي که او براي تمام جهانيان پهن کرده است بهره هاي فراوان برد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 16:34 توسط گلنازرضایی
|